خرید بک لینک
ای که دادی به دست ما پرچم با غمت کردهای مرا همدم لطف خود را بیا و افزون کن تا شوم با غم دلت مَحرم چه کنم تا که این دل مستم نشود از غمت جدا یکدم ای غریب به خاک افتاده وی اسیر غمت بنی آدم لب خشکیده ات فرات حیات تشنه کام لبت بود زمزم نظری کن به سوی این وادی ما همه گمشده تویی هادی به تو و خاک پای تو سوگند به تو و کربلای تو سوگند به دل مهربان تو جانا به خلوص و صفای تو سوگند به غریبی کودکان تو و... به غم ماجرای تو سوگند به ندای غریب و جانسوزت به طنین صدای تو سوگند به تن پاره پاره و بر آن سر از تن جدای تو سوگند نبود حاجتی مرا دیگر غیر اینکه دهم به راهت سر

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 5:04

مقام قرب خدا یا بهشت اهل ولاست بهشت اهل ولا یا زمین کرب و بلاست ورق ورق شده هفتاد و دو کتاب خدا به هر ورق که زدم تیغ آیه ها پیداست بنی اسد متحیر اِستاده اند همه سکوت کرده ولی در سکوتشان غوغاست نه سر بُوَد به تن کشتگان، نه تن سالم نه ازغلام، نه مولا، نشان در آن صحراست زکوفه اشک فشان یک سوار می آید به نینوای وجودش نوای یا ابتاست گشوده لب که الا ای موالیان حسین مرا شناخت بر این لاله های باغ خداست کنار هم بدن قطعه قطعه ی انصار حبیب و مسلم و جون و بریر و عابس ماست کنار علقمه افتاده پیکری بی دست که چشم تشنه لبان از خجالتش دریاست به اشک دیده بشویید زخم هایش را

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 5:04

کوفی و شامی یکی از دیگری بدچشم تر مانده ام گویم امان از کوفیان یا شامیان رفتن و ماندن به یک اندازه داغم می کند مانده ام گویم بران ای ساربان یا که مران دیدنت بر نی هم آتش زد هم آرامم نمود مانده ام گویم بمان پیشم حسین جان یا نمان صوت تو دل می بَرد اما امان از سنگها مانده ام گویم بخوان قرآن حسین جان یا نخوان اشک تو بر نیزه هم از دیده جاری می شود مانده ام گویم بدان از حال زینب یا ندان

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 5:04

راس تو را به روی نی ، هرچه نظاره می کنم سیر نمی شود دلم ، نگه دو باره می کنم ز اشک و آه سینه ام ، میان آب و آتشم چو با توام ، از این میان کجا کناره می کنم گمان کنند دشمنان ، نیست به کام من زبان ز دور بسکه با سرت ، به سر اشاره می کنم به دختران خود بگو که گوشواره ها چه شد گریه به گوشواره نی ، به گوش پاره می کنم هم سر تو بر سر نی ، هم سر اکبرت زپی گاه نگاه نگاه سوی مه ، گه به ستاره می کنم رخت به خون که رنگ زد ؟ آینه را که سنگ زد خنده زآه خویشتن به سنگ خاره می کند

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 5:04

ای آنکه نیست غیر خدا خون بهای تو خون سر شکسته ی من رو نمای تو زینب سرش شکسته ولی سر شکسته نیست سر خم نکرده پیش کسی جز خدای تو قرآن بخوان اگر چه تو را سنگ میزنند دین خدا نفس بکشد با صدای تو زینب نفس نمی کشد ای نفس مطمئن یک لحظه در هوای کسی جز هوای تو تو سربلند بر سر نیزه بخوان بدان زینب هم ایستاده بمیرد برای تو من پای نی تو بر سر نی گریه می کنیم تو مبتلای عشقی و من مبتلای تو

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 5:04

فصل عزا آمد و دل غم گرفت خیمه دل بوی محرم گرفت زهره منظومه زهرا حسین کشته افتاده به صحرا حسین دست صبا زلف تو را شانه کرد بر سر نی خنده مستانه کرد چیست لب خشک و ترک خورده ات چشمه ای از زخم نمک خورده ات روشنی خلوت شبهای من بوسه بزن بر تب لبهای من تا زغم غربت تو تب کنم یاد پریشانی زینب کنم آه از آن لحظه که بر سینه ات بوسه نشاندند لب تیرها آه از آن لحظه که بر سینه ات بوسه نشاندند لب تیرها آه از آن لحظه که بر پیکرت زخم کشیدند به شمشیرها آه از آن لحظه که اصغر شکفت در هدف چشم کمانگیر ها آه از آن لحظه که سجاد شد همنفس ناله زنجیر ها قوم به حج رفته به حج رفته اند بی تو در

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 22:17

هر که دارد هوس کرببلا بسم الله هر که دارد سر همراهی ما بسم الله کاروان جار شهادت زند و غیرت عشق قافله می رود ای اهل ولا بسم الله دیگر از کعبه گل روی به دل آورده وه چه زیباست چنین سعی صفا بسم الله باید احرام ز خون بست در این حج و منا جرعه نوش عطش وتیغ و بلا بسم الله هر که با ماست بیاید که خدا هم با ماست که بقا هست در این کوی فنا بسم الله جمعه بازار جنون است و خدا مشتریش هر که دارد دلی از جنس خدا بسم الله شاعر : محمود شریفی

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 22:16

بی شک گدای خانه ات آقا شود، حسین هر قطره زود پیش تو دریا شود، حسین! فیض گدایی تو به هر کس نمیرسد باید که زیر نامه اش امضا شود:"حسین" هر کس شنید کار گنهکار با شماست خواهد که رو سیاه دو دنیا شود، حسین وقتی که درب خانه ی لطف تو در دل است ما سینه میزنیم که در وا شود، حسین! در روضه ها به قرب خداوند میرسیم شبهای هیئتت شب احیا شود، حسین آقا جوان سینه زنت حاجتش شده: در کاروان کرب و بلا جا شود، حسین از کودکیم تا دم مرگم به روی لب تنها حسین بوده و تنها شود : حسین ای کاش وقت مردن من! وقت احتضار ذکر مدام بر لبم آنجا شود: "حسین..." ***سینا نژاد سلامتی**

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 22:14

لباس مشکی ما را به دستمان بدهید به ما حسینیه ی گریه را نشان بدهید مرا که راهی بزم عزای اربابم برای زود رسیدن کمی توان بدهید اگر خدای نکرده در آخر خطم به جان اشک سه ساله مرا امان بدهید نماز گریه ی ما با امامت سقاست به روی مأذنه ی کربلا اذان بدهید برای آن که بمانم همیشه بر درتان به کلب قافله ی عشق استخوان بدهید قسم به حرمت چشمانتان اگر مُردیم به روی سنگ حسینیه غسلمان بدهید شاعر : استاد علی اکبر لطیفیان

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 22:13

من و این روضه ها الحمدلله
من و یاد شما الحمدلله
من و ماه محرم زنده بودن
بود حُسن عطا الحمدلله
نبودم، حق مرا سینه زنت کرد
شدم اهل بکا الحمدلله
من از دامان پاک مادر خود
تو را گشتم گدا الحمدلله
من از هیئت هزاران خیر دیدم
شدم حاجت روا الحمدلله
سیاهی عزایت نور محض است
که گشته رزق ما الحمدلله
رسد روزی که در سجده بگویم
رسیدم کربلا الحمدلله؟
×××

شاعر : جواد حیدری

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 22:11

سلام ای آقا بمیرم برات محرم شده فدا گریه هات گل فاطمه عزیز همه بمیرم دلت پر از ماتمه یاصاحب الزمان ---- ببین اومدم با بار گناه ولی در زدم با روی سیاه ببین اومدم که پاکم کنی با یه یاحسین هلاکم کنی دعام کن توی نماز شبت توی گریه ی برا زینبت خدا میدونه که مهمونتم تو مهمونی عموجونتم شده هم نوا با تو عالمین شده روضه ها حبیبی حسین حبیبی حسین فدای سرت فدا چهره ی علی اکبرت حبیبی حسین فدا اصغرت فدای تن و فدا حنجرت

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 22:09

آخر نسیم پرچم تو می کشد مرا این روضه های ماتم تو می کشد مرا این روز ها به قافله ات فکر می کنم دلشوره محرم تو می کشد مرا کوفه برای آمدنت در تدارک است اینگونه خیرمقدم تو می کشد مرا چشم از تو بر نداشته یک لحظه دخترت دلشوره های همدم تو می کشد مرا زلفت مباد اسیر و بهار، دست باد ها وان گیسوان درهم تو می کشد مرا دارد نگاه خواهرت تو حرف می زند یعنی حسین ماتم تو می کشد مرا مداح:حاج منصور

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 22:08

منتظر مانده ام از راه تو برمی گردی ازهمان جاده ی دلخواه تو برمی گردی ای مسافرکه همه چشم به راهت دارند درشب خاطره چون ماه تو برمی گردی دوستت دارم و می دانم که اهل دلی گرگ و میشان سحرگاه تو برمی گردی ندبه خوان شب آدینه ی موعود ،دلم شده سرشار غم و آه تو برمی گردی کرده ام قالی دل نذر که تارش عشقست خوب دانم که به ناگاه تو بر می گردی

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 9:49

باید به محله رنگ ماتم بزنم بر سر در خانه چوب پرچم بزنم ایام غم و سیاه پوشان شماست بگذار سیاهیه محرم بزنم با چادر مادرم سر کوچه ی عشق رخصت بده تا تکیه ای از غم بزنم من را برسانی به شب تاسوعا من قول دهم که سینه محکم بزنم آقا نگهم دار که در عاشورا من دیگ خورشت قیمه را هم بزنم اینگونه که تو جیب مرا پر کردی باید که به روی دست حاتم بزنم حالا که دوای زخم تو اشک من است اشکی بده تا چشمه ی مرهم بزنم خاموش شود آتش دوزخ بخدا با گریه اگر سر به جهنم بزنم عالم به فدات یا قتیل العبرات کشتی نجات یا قتیل العبرات

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 9:49

ما که کل سال پای روضه ها غم میخوریم غصه ی اتمام این ده روز را کم میخوریم هرسه شنبه صبح یا که هرشب جمعه کمیل باده ی تقوای خود را پای پرچم میخوریم یک برنج از ظرف نذری تو ما را بس حسین رزق طول سال خود را از محرم میخوریم ما چنان سرویم از وقتی برایت خم شدیم تا تو هستی کی زمین با قامت خم میخوریم؟ با تو در هر مشکلی راه نجاتی هست لیک مطمئنا بی تو بر دیوار محکم میخورم تو بزرگی پس بزرگی کن شفاعت کن حسین ورنه چوب معصیت ها را دمادم میخورم در جوانی پاک بودن شیوه عشاق توست شرمساریم از شما که غصه ات کم میخورم تربت کرب و بلا درمان کل دردهاست وقت های ناخوشی یک ذره مرهم میخور

برچسب: نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 9:49

همین که در محرم تو روضه خوانده می شود دل همه به کربلای تو کشانده می شود فقط به مجلس حسین می شود به چشم دید که پادشاه پهلوی گدا نشانده می شود جهنم است نسبتِ بهشت با حریم تو کسی خطا کند سوی بهشت رانده می شود! به مشی نوکری همیشه مشق فرق می کند که «عشق» می نویسم و «حسین» خوانده می شود محرّم از میان عرش با مصیبت حسین سبوی اشک بر روی زمین چکانده می شود تو را ز اصل نه ولی ز اسب بر زمین زدند ...که اسبها چنین به پیکرت دوانده می شود رسیدنی ست آن زمان که با نوای منتقم بهای قطره های خون تو ستانده می شود

برچسب: همین که نعش درختی به باغ,همینکه عکس تنهایی کنار دریا میگیرم,همین بانو که در محمل نشسته,همین که مرهم دردی تشکر,همین که نعش درختی, نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 9:49

وارث مُلک تبسم ، کاظم است عشق عالمتاب هفتم ، کاظم است آفرینش ، سوره ای از مهر او بر لب هستی ، تبسّم کاظم است مُصحف اخلاص و قاموس یقین بحر عرفان را تلاطم ، کاظم است مُقتدای آسمان مردان سبز قبله ی آیینه مردم ، کاظم است ترجُمان وحدت دل های ما تابش مِهر تفاهم ، کاظم است مِی پرستان ! وقت سرمستی رسید در میستان هفتمین خُم ، کاظم است آسمان ! تبریک ، فصل هفتم است مِهر عالمتاب هفتم ، کاظم است

برچسب: امام موسی بن جعفر,امام موسی بن جعفر علیه السلام,امام موسی بن جعفر کاظم,امام موسي بن جعفر,امام موسی بن جعفر شعر,شهادت امام موسی بن جعفر,شهادت امام موسی بن جعفر ع,احادیث امام موسی بن جعفر,زندگینامه امام موسی بن جعفر,روضه امام موسی بن جعفر, نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 18:34

میلاد امام کاظم (ع)انفجار نور در عرش خدا رخ داده استهفتمین خورشید در هفت آسمان افتاده استعشق در انوار حق او چو حیدر منجلیستعالمی مبهوت مانده احمدست او یا علیستاین مسیحا انقلابی تازه از پیغمبرستحیدری سیرت ، علی رو ، کاظم بن جعفرستلافتی ای تازه از نام آوری های علیستذوالفقارش برلبست و دُری از قلب نبیستآیه هایش در دل قرآن تلاوت میشودآیه های نور بر صادق عنایت میشودامشب از گهواره ی ناهید می آید خبراز میان هاله ی خورشید می آید خبردر کنار بسترش موسی بن عمران آمدهآسیه زانو زده ، مریم خرامان آمدهبا مسیح آمد محمد ، با محمد فاطمهبا حسن آمد حسین و پادشاه علقمهش

برچسب: میلاد امام کاظم(ع),ولادت امام کاظم (ع),میلاد امام موسی کاظم (ع),ولادت امام موسی کاظم علیه السلام,ولادت امام موسی کاظم ع,تولد امام موسی کاظم علیه السلام,تولد امام موسی کاظم ع,ولادت امام کاظم علیه السلام,میلاد امام موسی کاظم علیه السلام,پیامک میلاد امام هادی ع, نویسنده: نگار اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 18:34

صفحه بندی